اشعار ونوشته های این وبلاگ از طاهره ناصحی است . |
همیشه هر شب جمعه خودش پیاده می آمد
به این مکان مقدس ، امامزاده محمد
در این مکان مقدس به یک زمان معین
چه اعتقاد عجیبی درست مثل خود من
حضور سبز خدا بود و اعتکاف من و او
دو شمع نذری روشن سپس طواف من و او
مرور خاطره ها و هزار بغض شکفته
چهار گونه ی خیس و دو قلب شسته و رفته
در انتها گره پشت گره به نیت حاجت
اقامه ای و دو رکعت نماز عشق و زیارت
شبی دوباره فرا می رسید و پت پت فانوس
سکوت و سایه ی یک ترس ، ترس مبهم و محسوس
گذشت نسبتاً از آن قضیه سالهای زیادی
امید های محال و خیال های زیادی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|